شبیه آدمهایی نیست دنیا
که فکر میکنم
نفسهایی که میکشی
قدِ بلندم
میپوشاند قامتِ آفتاب
عاشق میشود
در سیاهی گیسوانت سایه
شبیه خودم من
حتی شعرهای تو
چگونه باشم
دوست داری ؟
نگاه کن
به چشمهایم
خندههام
گریه کن
و کلاغان که غروب میخوانند
گوش کن
نیست شبیه نفسهای گرمِ این چای
آدمهایی است که عاشق میشوند
دنیا
شبیه کلاغهایی است
که بال میکشند و
به سوی غروب
شب میپوشند .
1فروردین 1387