والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






برگردان سیاوش ضمیران

یک شعر از ماری پانست

 

 

 

آنگاه که والدینم مردند
احساس کردم که بخت از من روی گردان شده...
اول پدرم رفت،
بعد مادرم مرا ترک کرد.

بیرون، زیر رگبار شدید
و باد سرد
هیچ حایلی میان من و آسمان نبود
نه چتری
نه روبنده‌ای
نه کلاهی
و نه گرمایی

در سوز شدید و وحشی
برای بارها اندیشیدم
که تمام چیزهایم را با سهل‌انگاری از دست داده‌ام:
انگشتر طلای سفیدم وقتی که هشت سالم بود
مرسدس ویلیامز، دوست دوران مدرسه‌ام
پاسپورتم در گیبرالتار
و نام دوشیزگی‌ام را

 

 

 

 

I feel less lucky since my parents died.
Father first, then mother, have left me
out in a downpour
roofless in cold wind
no umbrella no hood no hat no warm
native place, nothing
between me and eyeless sky.
 
In the gritty prevailing wind
I think of times I've carelessly lost things:
       that white-gold ring when I was eight,
       a classmate named Mercedes Williams,
       my passport in Gibraltar,
       my maiden name.

 

 

 

ماری پانست Marie Ponsot در 1921 در نیویورک متولد شده است. او شاعر، منتقد ادبی، مقاله‌نویس و استاد دانشگاه است. او همچنین 37 کتاب کودک از زبان فرانسه به انگلیسی ترجمه کرده است. پانست در سال 1998 نامزد جایزه‌ی شعر لنور مارشال و برنده‌ی جایزه‌ی حلقه‌ی منتقدان کتاب شد. همچنین در سال 2002 یکی از کتاب‌های او از سوی نیویورک تایمز لقب "کتاب قابل توجه سال" را دریافت کرد.

 

 

23آبان 88



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.