والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس








اگر ابرها بگذرند

 

عنوان: اگر ابرها بگذرند

مجموعه 36 داستان کوتاه

نویسنده: سعید طباطبایی

ناشر: مروارید

نوبت چاپ: اول

تاریخ انتشار: زمستان 1388

شمارگان: 1100نسخه

طرح روی جلد: مهدی روشنایی

عکس روی جلد: سعید طباطبایی

تعداد صفحات: 90

قیمت: 2000 تومان

 

 

کتاب "اگر ابرها بگذرند" دومین مجموعه داستان سعید طباطبایی است که به تازگی از سوی نشر مروارید منتشر ‌شده است. کتاب قبلی وی "طرحی برای یک اپرا" نام داشت و در سال 1381 منتشر شد. کتاب تازه او، مجموعه 36 داستان است که طی سال‌های مختلف فعالیت ادبی‌اش به نگارش درآورده است. نگارش قدیمی‌ترین داستان این مجموعه به اواخر سال 1374 باز می‌گردد و متاخرترین آنها در اوایل سال 1387 نوشته شده است، یعنی این داستان‌ها از یک بازه نویسندگی 13ساله انتخاب شده‌اند. شاید چنین نوع گزینشی به ارایه پرونده‌ای از فعالیت داستانی این نویسنده منجر شده باشد. هر چند سعید طباطبایی در حال آماده کردن مجموعه دیگری از آثار خود است که امکان نشر در ایران را نمی‌یابد و به همین دلیل قصد دارد مجموعه جدید خود را تحت عنوان "مسجد جامع" در کشور سوئد منتشر سازد.

"ابرها اگر بگذرند" 36 داستان را در برگرفته است. 36 داستان کوتاه که در بیشتر آنها شاهد نگاهی تجریدی و فلسفی به جهان هستیم. نگاهی که سعی دارد منظر هستی‌شناختی بشر را به چالش بخواند. نویسنده در این راه از عناصر و تکنیک‌های داستان‌نویسی به گونه‌ای خاص بهره گرفته تا بتواند جهان‌واره و چالش مدنظر خود را بازسازی کند. این کتاب 90 صفحه‌ای که در بازار کتاب به قیمت 2000تومان عرضه شده مخاطب را به نگاهی تازه به ادبیات فرا می‌خواند و او را به فضای واژگانی خاصی دعوت می‌کند. فضایی که حادثه داستانی و سیر روایی داستان آنقدرها مهم نیست. مهم این است که چگونه به جهان می‌نگریم، مهم این است که مخاطب آگاه چگونه می‌تواند خود را با این جهان و این تازگی هماهنگ کند و از بودن در چنین فضایی لذت ببرد:

 

«مجبوری تا صبح آرام بدون تكانی دراز بكشی و فقط به سلول‌های مغز امكان تحرك بدهی. سلول‌هایی كه از آتیلا آغاز می‌كنند و ژولیوس سزار را دور می‌زنند. سرزمین پارسه را طی می‌كنند. هلاكوخان را بو می‌كشند. حریر تن امپراطور سرزمین آفتاب درخشان را لمس می‌كنند و از سرزمین سوزان آریزونا همراه سوارهای سرخ می‌گذرند. اقیانوس طی می‌شود. ناپلئون می‌میرد و تیمور من از میانه سر بر‌می‌كشد. با شمشیرش، سر برهنه‌اش و پایی كه كوتاهی‌اش روی اسب نا‌مشخص است و پشت سر او گرد‌ و خاكی كه هوا را پر كرده. شب‌هایی هم فكرها را به سوی مسیح می‌برم، گاهی به سوی نرون، یا به سوی دریای بالتیك، یا جزیره آستر، اما ذهن حتا وقتی در كهكشان دور‌دست بی‌ستاره‌ای كه خبرش را در اخبار ظهر‌گاهی شنیده‌ام سیر می‌كند، آرام می‌چرخد، كوتوله‌های فضایی را دور می‌زند، از كهكشان‌ها می‌گذرد و باز در كنار دریاچه‌ای به جنونم بر می‌خورد كه گاه تنها، نیمه‌برهنه روی اسب كهری قبل از غروب آفتاب نشسته و می‌شتابد.»

 

برگرفته از داستان "جنون من تیمور است"

 

 

 

 

 

 

"ابرها که می‌گذرند"، "چای سبز خوردن در کناره جهان"، "ایفل"، "صدام من"، "جنون تیمور من است"، "درخت نورتروپ فرای"، "شنل قرمزی با مانتو جین آبی"، "یادداشت شبانه"، "الكساندر"، "پل فلزی و رودخانه"، "هستی‌ فقط‌ یک‌ شوخی ا‌ست"‌ و "سه‌ مرد ویلای‌ آبی"‌ عناوین برخی از داستان‌های کوتاه این مجموعه هستند. بررسی کتاب "اگر ابرها بگذرند" در امور کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حدود یک سال و نیم به طول انجامیده و دو داستان از این مجموعه حذف شده است. حذف سه پاراگراف و دو جمله از دیگر اصلاحات به عمل آمده در این کتاب است.

 

 

 

 

  

7 اسفند 1388



نظر خوانندگان: 4 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.