والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






احسان مرداسی

یک شعر

 

 

 

پلک می‌زنی

و هر چقدر بره‌هایت را می‌شماری کم می‌آوری

به رویاهایت اخم می‌کنی

و عاقبت

با سمفونی فنرهای تخت اسیر می شوی

وسط کابوس‌هایت

جنگ چریکی می‌کنی

با بی‌محلی دخترهایی

که یکی در میان به ریشت خندیده‌اند

و چیزی نگذشته باید

ملافه‌ی سفیدت رو به اهتزاز در بیاوری

لبخند بزن

روزی که آغاز می‌کنی

خیال آشفته‌ی شبی است که گذرنده‌ای

و تعبیرش توی هیچ کتابی پیدا نخواهد شد

صدقه‌ای بیانداز

و ساعتت را کوک کن

تا وقت خواب به موقع

از بیداری سنگینت بپری

 

 

 

7 اردیبهشت89

 

 

 



نظر خوانندگان: 3 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.