والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






بنفشه میرمُکری

دستمالی به من بده

 

 

دیکتاتوروار می‌چپانم

پاهای کودکیم را

در کفشش

به خیالم که به پایم گشاد است

مرگ را می‌گویم

اما نه

تنگی‌اش درد می‌آورد

زخم پایم را

 

***

جلوی "تحلیلم"را

می‌گیرد

مرگ را می‌گویم

که "تحلیل" می‌برد مرا

 

***

سقوطم در صعود دود سیگارم

خوش است

گردنم به طناب‌دار قلقلکش می‌آید

کله‌ام سوت قرمه‌سبزی‌اش

را زودپز می‌کشد!

و مرگ اسباب‌کشی می‌کند

به همین جا

همسایه بغلی‌مان است

 

***

دوستم نگران "بندی" شدنم

است

شانه‌ام بالا می‌رود:

باکی ندارم

"بند" تنبانم محکم

است!

نخ و سوزنی هم ته کیفم قایم

است!

نگاه دوست مملو از تعجبی

"متجاوزانه" به

پایین تنه‌ام

فیکس می‌شود...

 

****

آه که این روزها

تنوع سوژه‌ها چه بیدادی دارند!

از گره تنبان بندیان "گرفته"

تا "گرفتگی" حزن‌آلود

نفس سوسیالیست‌ها...

 

****

نکند ما هم به دامان پرچین

"سبز"ینگی

سقوطمان می‌آید

و "سی سال" دومی

رقم می‌خورد!

 

***

فریادم را پس می‌گیرم

و مشت‌هایم را پس‌انداز

چرتکه و یک حساب سر انگشتی

می‌گوید مرا

باقیمانده کوردانه‌ام،

کماکان صفر است!

16 آذر هم مال خودتان...

 

***

صدای تکه کاغذ جان به لب

آمده‌ای

زودتر از زنگ ساعت کوکی‌ام

نگاه گوشم را به خود می‌کشد

وقت لیتیم خوردن

است

 

***

چرت و پرت‌ها از این روست

کمر پایین آمده‌ی شلوار لیتیم مغزم

هم سطح آرمان‌های "لجنی"

می‌شود

 

***

دیگر چه بگویم

که قبل از پایان متینگ

یک نفره‌ام

لیوان دوغی معترضانه

خود را در کف آشپزخانه

رها می‌کند

 

***

آشپزخانه به بوی سیاست

آغشته است

دستمالی به من بده

مرگ را لکه‌گیری می‌کنم

 

 

 

7خرداد 1389



نظر خوانندگان: 5 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.