والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






حسین کهندل

بر باد رفته


 

می‌خواهد درس بدهد اما روده‌هایش پشت دامن گل‌گلی به هم می‌پیچد. باد مهیبی از غذای مانده دیشب در روده‏ها تولید شده است اما چطور می‌تواند آن را در مقابل شاگردانش که یک به یک پشت نیمکت‌های چوبی دست به سینه نشسته‌اند، از باسن زیبایش خارج کند. اگر صدایش مهیب باشد چه می‌شود؟ آیا طنین صدای دانش‌آموزی که در حال خواندن انشا درباره آرزوهایش است شکسته می‌شود؟ دیگر چطور می‌تواند این کلاس پر جمعیت را با رفتارش که گاه تبدیل به عشوه می‌شود اداره کند. بچه‌ها همه جا را پر می‌کنند. خبرش همه جا می‌پیچد و به گوش همه می‏رسد؛ حتی به گوش مدیر مدرسه که او را استاد اخلاق می‌داند. شاگردان را تجسم می‌کند که سر و دستشان را به نشان نا‌امیدی به این طرف و آن طرف تکان می‏دهند و همه با هم همانند یک سرود می‌سرایند: "هر چه بگندد نمکش می‌زنند، وای به روزی که بگندد نمک." باد موذی و سمج زیر پوست لطیف بی‌‌تابی‌ می‌کند و خودش را به باسن می‌رساند. اما با فرمانی که از مغز صادر می‌شود عقب کشیده می‌شود تا در مکانی امن رها شود. او با مهربانی چشمانش را به شاگردان دوخته است و آرام و پنهان دستش را با آن حلقه طلایی در انگشت، به زیر دامن گل‌گلی‏اش می‌برد و رود‌ه‏هایش را از روی پوست لطیف می‌فشارد. روی صندلی بی‌‌تابی‌ می‌کند. پاهایش را گاهی به این طرف و گاهی در طرف دیگر قرار می‌دهد. باد موذی به چابکی فرمان صادرشده از مغز را نقض می‌کند و خودش را به باسن تراشیده و موزون و برآمده در زیر دامن گلدار می‌رساند تا بتواند به حاضرین بگوید که چه بلایی دیشب بر سر این بدن آمده است. در این هنگام انشا سربه‏هوا‌ترین شاگرد کلاس تمام می‌شود و او همان‌طور که دستش را روی دامن گلدارش گذاشته است با صدای بلند می‌گوید: "آفرین تشویقش کنید!" صدای کف و سوت فضای کلاس را پر می‌کند و او همان‌طور که روی صندلی نشسته است، یک طرف باسنش را بلند می‌کند. بعد برای لحظه‌ای در همان حالت می‌ماند. باد در میان کف و سوت شاگردان گم می‌شود. او مجبور می‌شود به شاگرد سر به هوای کلاس بالاترین نمره را بدهد. پسرک از شادی بوی متعفنی را که در فضای کلاس پیچیده است، حس نمی‌کند و از شوق نمره بیست با یک دنیا آرزو تا خانه یک نفس می‌دود.

 

28/3/89



نظر خوانندگان: 2 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.