والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس








دو شعر از غلامرضا محمودی "پاییز"

 

 

راه وفا

 

بلبل اگر ز داغ دل گل خبر نداشت

گل هم خبر ز ناله‏ی مرغ سحر نداشت

 

آلاله گر ز خون شهیدان نمی‌شکفت

داغش به دل، شقایق خونین جگر نداشت

 

می‌سوخت داغ فرقت پروانه، شمع را

پروانه گر ز سوختن خود خبر نداشت

 

می‌خواست سرو دعوی آزادگی کند

مسکین خبر ز تیشه و زخم تبر نداشت

 

نامش ز لوح سینه‏ی تاریخ محو شد

هر ملتی که قصه صبر و ظفر نداشت

 

بر من مگیر ناوک مژگان که از ازل

این کشته‏ی فتاده به خاک تو، سر نداشت

 

در عمر خویش لذت دیوانگی ندید

آن کو دلی به کوچه و چشمی به در نداشت

 

خرم کسی که راه وفا جست، گر چه هیچ

جز اشک و آه حاصل از این رهگذر نداشت

 

جانم فدای درگه حافظ که فقر را

دامن به آب چشمه‏ی خورشید تر نداشت

 

"پاییز" برگ سبز تعلق ز دل زدود

زیرا مجال حسرت سود و ضرر نداشت

 

 

 

 

 

باغ سوخته

 

نی قوم لوط و نی ز نیای سکندرم

نی هرزه گرد لولی سرمست دیگرم

 

مست خراب گمشده‌یی در خلیج اشک

آن شروه خوان عاشق شب‌های بندرم

 

تندیس ناشیانه‏ی مردی شکسته‌ام

آن صخره‌ام که موج، زند مشت بر سرم

 

"من" ناخدای کشتی طوفانی "خود"‌ام

جاشوی خسته‏ی به فراق "تو" اندرم

 

خواهم که این شکسته رسانم به ساحلی

دریای اشک دیده گشوده برابرم

 

هر سو به عجز رو کنم و نیست مامنی

طوفان گشاده دست به تاراج پیکرم

 

برگ امید نیست در این باغ سوخته

"پاییز"م ای عزیز مگو دیر باورم

 

 

 

چهارشنبه 16 تیر 1389



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.