والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






حجت بداغی

رمز خلاقیت: بی‌تابی زمانه، بردباری فرد

ادبیات است اما (باید ببخشید، بی‌ادبی است) ریشه‌اش در بی‌ادبی آب می‌خورد. هان گردن نکشید، صبر کنید تا بگویم. مگر نه این که ادب آن است که همه‌ی خوب و بد استاندارد فرهنگ جامعه رعایت شود، صبر کنید تا بگویم.

آن چه هر نسلی می‌شناسد قوانین ثابت نسل‌های پیش است. این ثبات معنایش از ریخت افتادگی نیست، مسدود بودن به گریزناکی زمان حال است. شکسپیر گذشته‌ی ما است، که زمان حال هستیم، و پس نسبت به ما ثابت است و همچنین به ثبات رسیده است. اما همین شکسپیر به ثبات رسیده‌ی ما، آینده‌ی ارسطو است. آینده‌ای که در برابر ثبات ارسطو بس لرزنده است. نسل شکسپیر، نسلی است که با قوانین ثابت ارسطو زندگی می‌کند و در هنگامه‌ی زلزله‌ی تراژدی شکسپیر بعد اعتقاداتش عجیب دو نیم می‌شود. شکسپیر از استانداردهای ارسطو فراروی کرده است. شکسپیر بی‌ادبی کرده است. می‌دانید، گوشتان را بیاورید جلو به نجوا بگویم، شکسپیر به واسطه‌ی جزم‌اندیشی فردی دچار جزم‌اندیشی تاریخی نشده است، و دقیقا برای همین است که تاریخ می‌سازد. اگر مانند گذشته‌اش می‌بود که یکی مثل همه‌ی گذشتگان بود، دچار همان رفتار و آداب و اسلوب، که مجموعه‌اش جزم تاریخ است، اما شکسپیر نخواست که مثل تاریخ باشد (جزم‌اندیشی نکرد) بی‌ادبی کرد. استانداردها را مثل معبد اورشلیم شکست و برگی از تاریخ شد.

خب، همه‌ی این‌ها که گفتم شعر بود، بگذار داستان را روایت کنم. من چندان به کلمه‌ی «ادبیات» قایل نیستم، اما این مقال کوچک جای مناسبی برای فرض کلمه‌ی تازه برای مجموعه‌ي خلاقیت‌های قلمی نیست. تا باشد فرصتی دیگر.

گفتم خلاقیت، که عجیب جایش در این برهه‌ی زمانی و مکانی خالی است، خلاقیت الهام فرشته‌‌ای و نوشتن یک قطعه‌ی زیبا نیست، جهد کردن و عرق ریختن و استاد فن شدن و ساختمان‌های بی‌نقصی ساختن نیست، خلاقیت حاصل بی‌تابی زمانه است و بردباری فرد.

پیرامون تعهد درونی سخن بسیار گفته‌اند، هر چند که نه مکفی است و نه دقیقا همان چیزی است که از پس پشتش شکسپیر ساخته می‌شود. اما برای شروع بحث تکیه‌گاه خوبی است. تعهد درونی یعنی آدم از کنار زمانه بی‌تفاوت نگذرد. زمانه یعنی مجموعه هنگفتی از اتفاق. اما این بی‌تفاوت نگذشتن معناش صرفا این نیست که برای زلزله‌ی بم شعر بگوییم، این تعهد نیست بلکه تاثر است. و تاثر نقطه مقابل تعهد است. چون تعهد انباشته از بردباری است و تاثر دقیقا عدم بردباری است. تاثر یعنی که ببینم چگونه آدم‌ها زیر آوار مردند و خانه‌ها ویران شد و آه بکشیم یا نه به شکلی زیبا اعتراض کنیم به طبیعت، به خدا، به هر چی. این سرجمع می‌شود کاری در اندازه‌ی رفتن به مکان حادثه و امدادگری، نه بیشتر. اما تعهد یعنی از این پس دیگر گونه شویم. تعهد یعنی دریافت کنی این شکلی که هستی، زمانه که انباشته از اتفاق است تو را هم بی‌خبر و بی‌ضرر با خودش می‌برد، های! کجا می‌بری؟ نباید ببرد. گر چه، باطل اباطیل است. از پی باد دویدن است. اما به هر حال خلاقیت است. شاهد این ادعا جامعه پسر داوود است.

خلاقیت یعنی از چیزی متاثر نشدن، دریافتش کردن، پیرامونش اندیشه کردن، یک بار با قوانین ثابت که تمام گذشته‌ است سنجیدنش، یک بار با حال که تویی، امکانات توست، امکانات پیرامون توست سنجیدنش... معنای دیگرگونه بودن بهتر بودن نیست، دقیقا دیگرگونه بودن است. بر اساس امکانات خود زمانه بودن است. خلاقیت یعنی همان قدر که وجود تو و زمان تو از گذشته وام‌دار است اندیشه‌ی تو نیز از گذشته وام‌دار باشد. همان‌گونه که از گذشته ارث ‌می‌برید، تو، و زمان، برای آینده میراث باقی می‌گذارید. خلاقیت اندیشه‌ای است که از بی‌تابی زمانه و بردباری فرد در لحظه بارور می‌شود. و اصولا نامشروع است. کجا بین فرد و زمانه خطبه خوانده‌اند؟ آن که به زمانه‌اش محرم است فرد نیست، گله است. و این فرزند نامشروع، این که نامش خلاقیت است، این فرد مفرد فرادا همان سازنده قوانین شرع برای آینده است. چرا که زمانه، این حریص گسترده، مانند زئوس بر «همه» دست دارد. زمانه همه چیز را از خود می‌کند. می‌دانم، فریاد نزن. از پی باد دویدن است. باطل اباطیل است. اما همین است که هست. مجموعه‌ی شناخت و اشراف و شرف انسان است. ولش کن.

راستی، ببخشید، بی‌ادبی است، گله‌ی ادبیات ما چند تا بردبار دارد؟

 

                                                                                  12 اردیبهشت 1386


نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.