والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس








دو شعر از شیدا محمدی

 

 

مورچه‌ها روی سینه‌بند تو صف می‌بندند

و شب تاریک بر پوست تو می‌افتد

و می‌افتد قاره به جان خودش

و تو قاره را دور می‌زنی

گرد...گرد...گردو...

که میان نیجریه، خارطوم...

 

مورچه‌ها روی سینه‌بند روشن تو

نقشه‌های سیاهی می‌کشند

و سینه‌های تو بالا و پایین می‌رود

تنگه هرمز...خلیج فارس...

نفس نفس می‌زنی زیر پونز

و روی نفس نفس تو دوباره صف می‌بندند مورچه‌ها

و شب وارونه می‌افتد در نگاه تو

نفت‌کش‌ها سوت می‌کشند

ناوگان‌ها شلیک می‌کنند

و رگ‌های آبی تنت

آه...آه...آبی..

قاره را دور می‌زنم

آه...آه...آبی..

چه چروک شده‌ای

نقشه آفتابی !

 

*****

 

 

از دهان تو یا من

اناری نیم خورده در ماه چرخ می‌زد

و نقب می‌زد در چاه عمیق دهان من

حرف‌های تو

الفبا را به زبان کوه سنگی می‌نوشت

و انار در ماه چرخ می زد و…

تو با پستان‌های دختری در سردشت

سماع می‌کردی

و قونیه هر شب

در رویای مردی می‌خوابید

و قونیه هر صبح

در من پیاده راه می‌افتاد

مردی که تا غار علیصدر سوت می‌زد و

سیب ترش حوا را

روی شعر‌های تو تف می‌کرد!

و تو فکر می‌کردی که هنوز

انار نیم خورده در ماه چرخ می‌زند

و چرخ می‌زد سرگیجه ناف من

در انگشت اشاره مردی

که بودا را

با کدویی طاق می‌زد!

 

                                                                                              12 خرداد 1386

 



نظر خوانندگان: 16 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.