والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






زندگی و شعر هان شان – برگردان: وحید ضیائی

هیچ سنجاق سری نبود

 

 

معرفی و شعر هایی از

"هان شان" شاعر و متفکر چینی

ترجمه از چینی:تونی بارنستون

 

"هان شان" شاعر و متفکر چینی (اواخر قرن هشتم، اوایل قرن نهم میلادی) سراینده‌ی مجموعه‌ی پر آوازه‌ی "تانگ دیناستی" در ادبیات کهن این سرزمین باستانی است. اشعار این مجموعه که قریب سیصد قطعه را شامل می‌شود به روایتی کهن و با وجود اختلاف نظر‌هایی روایت تاثیراتی است که این شاعر از کوهی به نام "سرد کوه" گرفته. کوهی که سال‌ها در آن به ساده زیستی خو کرده تا در شناخت و روشنگریی که طبیعت او با پیروی از تائوایسم و ذن (چان) به او می‌بخشید راهی به سعادت جوید. محل زندگی وی در قسمت‌های منتهی علیه شرقی کوهستان‌های حومه چین مشهور به "فوجیان" بوده است. اشعار "تانگ دیناستی" گویا آیینی نو را مبلغ‌اند به زبانی بومی. با دقت نظر در مضمون و سادگی خاصی توجه همگان را به خود جلب می‌کنند .و به این‌سان موفقیت جهانی خویش را مرهون چنین آمیزه‌ای هستند. در خور توجه اینکه هان شان شاعر بزرگی در ادبیات چین شناخته نشده و چینی‌ها اگر چه افکارش را زیبا می‌پسندند اما بیش از حد زبانش را بومی دانسته آن را از درخشش و لطافت شعری بی‌بهره می‌دانند. اما این موضوع در مغرب زمین وارونه می‌شود و خواننده‌ی امریکایی این اشعار را دوست می‌دارد به‌ ویژه که مترجمانی زبردست چون "رد پاین"، "برتون واتسن" و "گری اشنایدر"به ترجمه‌ی این اثر همت گمارده باشند. شاید هان مصداق این جمله‌ی مشهور "رابرت فراست" درباره‌ی "کارل سندبورگ" است که گفته بود: "آثار او به لطف ترجمه دلنشین تر شده است!" به هر حال اگر ما اما و اگرهای شهرت ادبی را کنار بگذاریم نوای بلندی از اشعار هان شان برمی‌خیزد که او را فردی کاملا استثنایی در شعر چینی نشان می‌دهد. او شاعری کلبی مسلک و طنز گرا مثل "منگ جیائو" است. و علی‌الظاهر همین کلبی مسلکی و طنز‌گرایی این دو شاعر به شهرت آنها در میان چینیان لطمه زده است! آثار هان شان معجونی از گرایش به جزم‌اندیشی و نوعی رها اندیشی است و با خوانش اثرش در زیر نقاب مضحکه‌آمیزی در قالب شعر مردی سخت و خشن را می‌بینیم. اگر از لغزش‌های زبانی شعرش در ادبیات چینی بگذریم این اشعار درک عمیقی از راز‌گشایی افکاری بودایی وار دارد. افکاری متعلق به مردی که مثل بسیاری از شاعران کهن بود و نبودش در هاله‌ای از شک گرفتار است اما اثرش  ذهن خواننده  معاصر را تسخیر می‌کند. و نکته‌ی آخر این‌که نام هان شان در زبان چینی "کوهستان سرد" یا صخره‌ی سرد معنی می‌دهد.

 

                                              

 

 

 

 

146

گور‌های قدیمی سر را هم را پشت سر گذاشتم

پر بودند از اشک‌ها و مویه‌ها و آه‌هایی بلند

در گودی گور‌ها روده‌های زردی بیرون زده بودند

استخوان‌های سفیدی از تابوت‌هایی کهنه

و خاکستردان‌های آموزگار!

خاکستر‌ها را که به هم زدم

هیچ سنجاق سری نبود

بادی بلند شد و خاکستری به هوا پاشید...

 

 

225

اقیانوس تا بیکران کشیده شده

با میلیون‌ها ماهی و اژدها

هم را تکه تکه کرده و می‌خورند

چه بی‌مقدار طعامی!

 

تفکر وقتی بی‌آلایش نیست

اوهام چون غباری سر برمی‌دارند

 

خوی ما به تابناکی مهتاب است

چه بی‌حد و حصر تلالوئی

 

 

133

خلایق در پی راهی به سوی کوهستان سردند

کوهستان سرد...؟! راهی به نظرم نمی‌آید.

حتا تابستان هم یخ‌هایش آب شدنی نیست

تا آفتابی شدن هم مه بیداد می‌کند

چه امیدی دارید برای همراهی من؟

 

قلب و ذهن شما شبیه هم نیستند

اگر قلبتان همپای  عقلتان می‌آمد

عمیق‌ترین سفرها را شاهد بودید.

 

 

5 تیر 1386

 

 



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.