"صورتیِ مایل به خون من" عنوان دومین مجموعه شعر منتشره سپیده جدیری است. این کتاب شعر را نشر ثالث در سال 1386 برای اولین بار منتشر کرده است. پیش از این از سپیده جدیری سه کتاب دیگر منتشر شده بود؛ یک مجموعه شعر با عنوان "خواب دختر دوزیست"، یک مجموعه داستان کوتاه با عنوان "منطقی" و یک ترجمه شعر از ادگار آلنپو با عنوان "کلاغ". و کتاب حاضر چهارمین کتاب او است. در زیر یک شعر از این مجموعه و یادداشتی بر آن به قلم فرشاد آریا میخوانید.
فرشاد آریا فیلمساز ایرانی مقیم هلند است که در یادداشتی به مقایسه دو مجموعه شعر کتاب "خواب دختر دوزیست" و "صورتیِ مایل به خون من" که به فاصله 7 سال (1379 و 1386) منتشر شده، می پردازد.
دنیای کتاب یک جلد رنگین تر شد / فرشاد آریا
با چاپ مجموعه شعر "صورتیِ مایل به خون من" توسط نشر ثالث به نوشته "سپیده جدیری"، دنیای کتاب یک جلد رنگین تر شد.
این دومین مجموعه شعری است که از این "شاعر جوان" به چاپ می رسد. تأکید من بر "جوان" بودن این شاعر بیدلیل نیست. چون اگر شعرهای کتاب اول سپیده را در کنار مجموعه دوم قرار بدهیم، شاهد تحولی خواهیم بود که شاید بشود گفت چندان دور از حرکتی نیست که شاعر جوان در کشورمان با آن درگیر است.
دوستی از در مقایسه نوشته بود که معصومیت کتاب اول در کتاب دوم از دست رفته و یا حتی به دشمنی گرفته شده و بدین ترتیب زبان خشنتری وارد شعر شاعر شده است.
به نظر من، آن چه که از دید این دوستمان "معصومیت" نامیده شده، چیزی جز یک زبان سادهتر برای بیان احساسات شاعر در کتاب اولش نبوده است. تغییر چشمگیری که در کتاب دوم، "صورتی مایل به خون من"، نسبت به کتاب اول، "خواب دختر دوزیست"، شاهد هستیم، به نظر من بیشتر بیانگر این است که این "شاعر جوان" از یک طرف برای جست و جو در فرمهای مدرن تر، راحتتر به نظر میرسد و از طرف دیگر، خودش را برای استفاده از کلمات روزمره رهاتر میبیند.
شاید این عوامل باعث شده باشند که علاوه بر پیدایش یک دید جدیدتر و بالغتر در کتاب دوم، یک جور رکگویی در زبان بیانی شاعر هم نمایان شود که باعث میشود زبان شعرش خشن تر به نظر بیاید.
به هر حال، حتی اگر در "صورتی مایل به خون من" یک حس خشنتر را تجربه کنیم، باز هم این را باید نشانی دانست از تکامل بیانی این شاعر جوان. این خشونت (اگر قبول کنیم که اسمش خشونت است)، در حقیقت همان حسی است که ما به طور روزمره در دنیای واقعیمان با آن درگیریم. از این جهت میشود گفت که همین روزمرهگی یک عامل مهم است که در "صورتی مایل به خون من" نقش مهمی را اجرا می کند. به عبارتی "واژهها" و "احساسات" روزمره هستند که در این شعرها رُل اصلی را اجرا می کنند.
این حرکتِ تکاملی در فرم و بیان شعری سپیده جدیری شاید به بهترین وجه بتواند نمودی از یک حرکت تکاملی بزرگتر در زبان و بیان شعر در میان یک سری از شاعران جوانمان نامیده شود.
در مجموع، اگر جلد اول و دوم شعرهای سپیده را کنار هم بگذاریم، میتوانیم بگوییم که یک حرکت تکاملی و تحقیقی در کار این شاعر دیده میشود که نشان از بالغتر شدن زبان و بیان شعری اوست.
این بلوغ حاصل دقیق شدن "شاعر جوان" است در تجربههای روزمره و انعکاس آنها در قالب یک دید و به دنبال آن یک فرم یا بهتر بگوییم یک بیان نو.
شعری از مجموعه "صورتیِ مایل به خون من" :
خوابِ دختری توی لباسم نیست دیگر ببینید!
خرچنگهای روی تنم راه میروند
تنم راه نمیرود
تنم...
راه...
من لباسهایم را پشتِ سر گذاشتهام
روی دریا سَر گذاشتهام ببینید!...
آب بِبَر خرچنگ!
آب بِبَر دریا!
آب بِبَرم!
هیچ کس با لباسهای من شنا نمیکند
ببینید!