والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






نظر خوانندگان
امید آشنا 6/6/2007 9:17:49 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
چه خوب کلاغ بود که شما بتوانید لااقل یک صفحه از این طرف وآن طرف بیرون بکشید و بنویسید خانم عزیز لطفن کتاب هایتان را معرفی کنید اینطور که پیداست اگر اثری بیافرینید در آن اثر میشود با نویسندگان جهان آشنا شد مثل متنتان جمله جمله از جایی و از کسی جز شما. د ر آخر آرزو میکنم روزی برسد که بتوانید متنی یکدست از خودتان بنویسید.
 
فواد گودرزی 5/19/2007 8:26:34 AM
ای ميل: foadgoodarzi1355@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
سلام
خانم زرلکی عزیز به همه ی آنچه که گفتید روزمرگی . بی دردی و راحت طلبی را هم اضافه کنید . حالا به هرکس که میخواهد بربخورد . من فکر می کنم مشکل امروز ما چه در شعر و چه در داستان بیشتر به ادیبانمان بر می گردد تا به ادبیاتمان .
از شما سپاسگزارم
پیروز باشید
 
حمید 5/18/2007 10:55:48 AM
ای ميل: hamid_r30009@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
salam khanome zarlaki man tazeh matalebe shoma ra didam va khandam khaily khosham amad va mikhastam begoyam matalebat ziba hastand omidvaram movafagh bashy
montazere neveshteh haye jadidat hastam
hamid
khabarnegar
tehran
 
والس ادبی 4/27/2007 1:20:16 PM
ای ميل: valselit@gmail.com
نشانی اينترنتی: valselit.com
دوستان عزیز سایت ادبی والس و همراهان همیشگی
برخلاف معمول و روش خاص والس و دست اندرکاران آن که سعی دارند در مباحث بخش کامنت‌های سایت تاثیری نگذارند و موجب هدایت این بحث‌ها به سمتی خاص نشوند، نهایتا مجبور شدیم توضیحاتی را درباره مطالب اخیر والس و روش کنترل کامنت‌های رسیده برای مطالب این سایت ادبی عنوان کنیم.
ابتدا باید بگوییم که والس به هیچ نحو کامنت‌ها و نظرات دوستان را سانسور و یا ادیت نمی‌کند. ما تلاش می‌کنیم تا سرحد امکان وفادار نظرات شما باشیم. اما طبعا مرز این حد، عدم توهین و افترای مستقیم به افراد و اشخاص است. اگر نظری دارای توهین به فرد خاصی باشد منتشر نخواهد شد و در این زمینه مسوولیتی بر عهده سایت و مدیران آن نیست. مطالبی که در این پست و پست قبلی منتشر شده به نظر مدیریت سایت توهین و یا افترا نیست، هر چند شاید زیاده‌روی تلقی شود. مطلبی نیز که آقای حسن‌پور نوشته صرفا تحلیلی تند نسبت به نظر آقای زاهدی است، همانطور که مطلب آقای زاهدی نظری تند نسبت به متن خانم زرلکی به حساب می‌آید. در همین جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از همه دوستان که مباحث والس را پی می‌گیرند تقاضا می‌کنم با سعه صدر و به دور از توهین به فرد یا گروهی خاص نظراتشان را طرح کنند تا ما نیز در انتشار این آرا با مشکلی مواجه نشویم.
توضیح دوم آن که متن خانم زرلکی هیچ گونه اشاره‌ای به مطلب آقای کشکولی ندارد و این دو متن متعلق به دو بخش مختلف از سایت است و مباحث متفاوتی را پی می‌گیرد، دوستان طبعا هیچ چاقویی دسته خود را نمی‌برد.
و سومین توضیح آن که یادداشت‌های متعددی در پاسخ به پرسش ما؛ یعنی (معضل اصلی عدم کیفیت آثار ادبی امروز ایران چیست؟) به نشانی الکترونیکی سایت ارسال شده که به زودی گزینه‌ای از این نظرات در والس منتشر خواهد شد. در همین جا از دوستانی که این بحث را با کامنت‌ها، نظرات و یادداشت‌هایشان پی گرفتند تشکر می‌کنیم و آرزومندیم وضعیت تولید ادبی در سال پیش‌رو نسبت به سال‌های گذشته بهبود یابد.
با سپاس - سایت ادبی والس
 
احمد زاهدی لنگرودی 4/27/2007 6:36:52 AM
ای ميل: ahmadzahedi@gmail.com
نشانی اينترنتی:
خدمت آقايان گرامي جناب حسن پور و روشن، سلام و احترام
در پاسخ به لحن عصبي شما در پاسخ به پاسخ اينجانب به خانم زرلكي عرض مي‌شود كه
1. برادر علي، من كي پز داده‌ام؟
2. اشاراتي مثل استفاده از مثل تالستوي درباره حذف زن و شراب از ادبيات كه در مقاله خانم زرلكي وجود دارد، خطاب به اقدام اخير آقاي كشكولي است.
3. من از مدير سايت نخواستم و نخواهم خواست كه نظر متفاوت با من را حذف كند (اگر چه در سطور بعد تقاضاي حذف نظر برادر كمال را به دلايلي مشخص بيان مي‌كنم)
4. بنده سواد دارم؟ شما اگر شك داريد انتحان كنيد!!!
خدمت برادر كمال هم عرض مي‌شود كه گويا شما "ستون ويژه" و "نيمه پنهان" روزنامه كيهان را زياد مي‌خوانيد. و البته خودتان دچار همان ايرادي هستيد كه بر من گرفته‌ايد، يعني بي دليل انگ مي‌چسبانيد.
به هر حال از آقاي طباطبايي مدير سايت، مي‌خواهم هرچه سريع تر نظر ايشان را كه توهين و اتهام‌زني آشكار نسبت به اينجانب است بردارند.
توفيق، خدمت خلق است
احمد زاهدی لنگرودی
 
کمال حسن پور 4/25/2007 5:42:37 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
من فکر می کنم که آقای احمد زاهدی لنگرودی هنوز توی دوره دهه شصت زندگی می کند. یا اصلن از هوادران حزب توده است که طرح یک موضوع علمی را از دیدگاه نقد ادبی به گرفتن وام نسبت می دهد . همان توطئه بینی حزب توده همان سمپاشی های توده ای های نفرت انگیز. مذهبی هم که باشد در ذات خودش توده ای است . اصلاح طلب باشد که بدتر. ما ضربه های اونا را از یاد نمی بریم . به هر حال منتقد سرشناسی آمده و یک موضوع مهم را مطرح کرده اگر اشکالی در آ ن هست که حتمن هست بهتر نیست در مقاله جداگانه ای به آن پردازیم . پس آقای زاهدی حرفی ندارد والا تا حالا یک مقاله اش کرده بود و گرفتن وام را پیش نمی کشید . تف به ما آدمهای کور و خودخواه که به مردم انگ می زنیم . شده یک بار حرف مستدل بزنیم و نه انگ ؟
 
علی روشن 4/25/2007 4:44:02 PM
ای ميل: aroshan@gmail.com
نشانی اينترنتی:
آخ نگویید آقای لنگرودی که دلم کباب شد! پدر بیامرز یکی دیگر خطر کرده پزش را تو می دهی؟ اصلا این موضوع چه ربطی به کشکولی داشت؟ اینجا حرف از نویسنده های ضعیفی است که می خواهند به ضرب و زور نوشتن یکی دو تا صحنه ی جنسی و مقدار معتابهی دری وری یک شبه بیفتند سر زبان ها . خطر این جنم نویسنده از سانسور بیشتر که نباشد کمتر هم نیست. حداقل سانسور را می توانی با سر و صدا محکوم کنی ولی اگر یکی مثل شهلا زرلکی پیدا بشود و بخواهد درباره ی تکراری شدن فضای داستان نویسی و غیبت خلاقیت در داستان های منتشر شده هشدار بدهد حضراتی مثل جنابعالی یک مو روی سرش باقی نمی گذارند.
یعنی چه که از مدیر سایت می خواهید نظرهای متفاوت با شما را سانسور کند . مگر آزادیخواه نیستید؟ مگر نمی خواهید جانتان را در راه آزادی به خطر بیندازید؟ خب حالا خانم زرلکی به فرض مخالف شماست آزاد است حرفش را بزند یا نه؟
حداقل می رفتید سه کتابی را که نوشته می خواندید که بدانید با چه کسی طرف هستید . می رفتید داستانش را در همین والس می خواندید که بدانید مشکلش با نوشتن از جنسیت نیست ، از بد نوشتن و کلیشه ای فکر کردن است که می نالد. امیدوارم سواد داشته باشید تا بتوانید این همه خواندنی را بخوانید.
 
احمد زاهدي لنگرودي 4/25/2007 12:51:35 PM
ای ميل: ahmadzahedi@gmail.com
نشانی اينترنتی:
چه‌قدر بانوي عزيز، فروغ فرخزار زيبا نوشته كه:
در سرزمين قد كوتاهان، معيارها همه بر مدار صفر مي‌چرخد
(يا چنين چيزي)
به هر حال از مدير سايت والس كه دم از انتشار اسنادي براي مبارزه با سانسور مي‌زند، انتشار چنين متني جالب توجه بود و نمايشي بودن اقدامشان را نشان داد.
نويسندگاني مانند قاسم كشكولي از جان خود مي‌گذرند و از حرفه‌شان دفاع مي‌كنند (يادمان نرود در سرزميني زندگي مي‌كنيم كه شاعر و نويسنده را سر مي‌برند)
خانم محترم خجالت آور است. شما بهتر است علت حقيقي غرض‌ورزي خود را روشن بيان نمائيد. آيا مقرر شده وامي، چيزي از ارشاد دريافت داريد؟ بگذريم....
اما درباره سانسور و حذف متن و خالق متن، لطفاً كمي تاريخ بخوانيد (اگر سواد داريد) لطفاً كمي كتاب بخوانيد و بعد افاضاتتان را منتشر كنيد.
با آرزوي آزادي
 
افسانه محرابی 4/25/2007 12:36:08 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
آقای مجابی در بخش آخر خوب گفتند. چرا باید کتاب هایی جایزه بگیرند که نقطه ضعف های مورد نظر خانم زرلکی را دارند. این همان دامن زدن به داستان های سطحی - روشنفکری است . البته با قسمت اول حرف آقای مجابی زیاد موافق نیستم . هر چیزی جای خودش را دارد. در همین وضعیت فقر و بیکاری و جر و بحث های سیاسی باز مجبوریم غذا بخوریم . پس نقد خانم زرلکی جای خودش را دارد. به نظر من هم درست می گوید. نه من نه خواهرم و نه برادرم بعد از این همه سال نتونسیم با داستان های امروزی کنار بیائیم . آقای منصوری تند روی کردند و لی درست گفتند حتی ما تحصیلکرده ها همین ضعف ها را توی ادبیات ایران می بینم . بدون تعارف . صحبت سر کلمه کلاغ نیست آقای مجابی صحبیت سر افت داستان های نویسندگان ما است . خداوند یاورتان باشد. با تشکر از خانم زرلکی و سایت والس . افسانه و خواهر و برادرش
 
علیرضا مجابی 4/24/2007 4:04:45 PM
ای ميل: alireza_mojabi@yahoo.com
نشانی اينترنتی: darichehh.blogfa.com
من که نمی دونم آدم چرا باید هم نوع خودشو با روزی هزار جور مسئله ( تازه معضل حجاب هم این روزها باز اضافه شده.) ول بکنه بره در باره ی کلاغا بنویسه ؟! حالا گیرام یه نفرم خبط کرد و نوشت، کی کاندید جایزه اش میکنه ؟ خوب معلومه ، همونایی که چشم دیدن آدما رو ندارن! اگه داشتن لااقل یه نگاه کوتاه به رمان خیلی خوشبختم خانوم صادقی! اینجانب (که سال قبل توسط انتشارات روشنگران منتشر شد .) مینداختن که معضلات یک جامعه ی نابالغو در خصوص سانسور و خود سانسوری جنسی در ابعاد مختلف مطرح کرده بود.
غار غار غار غار ... بخشهایی از کتاب تو وبلاگم نوشته شده !
 
منصوری 4/24/2007 10:33:00 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
مطلب بسیار سنجیده و دقیقی است. عامل اصلی ضعف ادبیات داستانی ما سانسور نیست بد قصه نویسی خودمان است. ظاهرن دوستان به حواشی این مقاله بیشتر علاقه دارند تا درونمایه اش . بابا مردم داستان های ما را نمی خوانند و دوست ندارند حتی تحصیلکرده ها و خیلی از اهل قلم . پس ما نتوانستیم جایی در دل مردم باز کنیم . اداها ی تهوع آور در داستان ها تقلید های مسخره از همینگوی و کارور و سالینجر نداشتن قصه ادا با زبان ادا با زمان ادا با هر چیزی که یادمان مانده این میشه که داستان ما داستان درست و حسابی
نمیشه . جایزه هم که بگیره باز داستان نمیشن .

 
علی روشن 4/23/2007 6:04:15 PM
ای ميل: aroshan06@gmail.com
نشانی اينترنتی:
تصور می کنم اینجا یادداشت این خانم درست فهمیده نشده. از متن اصلا این طور بر نمی آید که نویسنده سانسور را عامل خلاقیت دانسته باشد. انتقاد ایشان از کسانی است که سانسور را پیراهن عثمانی برای پوشاندن ضعف خلاقیت خود کرده اند. در واقع حرف خانم زرلکی همان حرف قدیمی است که اگر سانسور را هم بردارند خیلی از مدعیان چیزی برای نوشتن ندارند و دستشان رو می شود. کسی که نهایت خلاقیت اش نمادپردازی با کلاغ است که دم دستی ترین شکل نمادپردازی است کارش سانسور هم که نشود چندان بهتر از همین که در بازار است نمی شود. نمی دانم کجای این حرف دفاع از سانسور است که این طور یک ایل ریخته اید سر نویسنده ی این یادداشت.
 
yek shaere bi eddea 4/23/2007 5:29:32 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.maniha.com
خانم ویرجینیا ولف!!!، خسته نباشید! مطلب واقعن بی سر و تهی بود. اگه سانسور محلی برای رشد خلاقیت است پس خلاقیت خودت کجا رفته با این مطلب بی در و پیکر!!!؟
خوب شد شما گفتی و سرمشق تعیین کردی که نویسندگان و شاعران چی بنویسند و چی ننویسند!!!!
 
علی خانمرادی 4/22/2007 9:05:54 AM
ای ميل: vasal_2000@yahoo.com
نشانی اينترنتی: push.blogfa.com
سلام
من فکر می کنم کار از این انتقاد ها گذشته و باید به فکر چاره بود پیش از آنکه داستان ها در گورستان های بی نشانی مدفون شوند و ما پرخاشگرانه هویت ادبی مان را فریاد بزنیم.
خانم زرلکی عزیز
سخن شما سنجیده بود اما فکر می کنم بهتر است هنگام نوشتن کمی هم بر اعصاب خود مسلط باشید.من هم گاهی اینقدر از ادبیات عصبانی می شوم و از انتشار کتاب و از نسل جدید نویسندگان ووو که نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و ممکن است حرفی بزنم که به یک کدامشان بر بخورد.
احتمالا اعصاب شما هم خورد بوده هنگام نوشتن.
در هر حال کمی کم لطفی کرده بودید. اگر چه واقعیت هم آنست که مشکلی بزرگتر از سانسور بر راه است.
منتظر مطالب دگر شما هستم. پایدار باشید.
راستی از وبلاگ گذشته شما در مورد مطلب بنده در والس نظری نمی دهید؟
 
اسد 4/22/2007 8:30:31 AM
ای ميل: asad_mashayekhi@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
سينمارا بسپاريم به ده نمكي ادبيات را به دارودسته صفار هرندي و سياست را به محمد علي ابطحي و باز بپرسيم چرا....
واقعا شماها نمي دانيد در روزگار سفارشي و فرمايشي چرا جايگاه ادبيات داستاني ما در جهان در قعر است؟ آنهم با اين همه سوژه و استعدادهاي بكر
 
اقاقی 4/22/2007 7:40:31 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
خانم زرلکی و دوستان عزیز در سایت،
با امین عزیز کاملن موافقم و متاسفم که شما در تلاشید برای عزیزان اهل قلم خط تعیین کنید که از چه و چگونه بنویسند!!
دوست گرامی من فکر می کنم که سیستم و جامعه ما را به اندازهء کافی سانسور می کنند و اگر قرار باشد با این نوع برخورد که شما کرده اید باز جایی دیگر را هم بریده دیگر نمی دانم باید راه به کجا ببریم !
عزیز من خانم زرلکی شاید شما درگیر یکی از اساسی ترین روابط انسانی هنوز نشده اید که موضوع برایتان پوچ و پیش پا افتاده است ولی عزیزم این موضوعی که دوستان هنرمند هر کدام سعی می کنند به نوعی به آن بپردازند یک مسئلهء مهم اجتماعی است که جامعهء ما در گذار از آن است و اگر به آن پرداخته نشود و قرار باشد بنده بجای رمان نویس، تاریخ نویس شوم و اقدام به نوشتن آنچه در 40 سال گذشته در ایران یا جهان بوده بپردازم دیگر داستان نویس نبودم بلکه تاریخ نویس می شدم.
بعنوان شاعر و نویسنده باید نگاه به محیط اطراف انداخت و تلاش کرد آنچه را که انسان امروز با آن سر و کار دارد خوب و بد همه را به روی صفحه آورد این برای نسلهای بعد هم بد نیست چون می فهمند که اجدادشان در چه روابط اجتماعی بودند و علاقه ها و مشکلات و ... آنها چگونه بوده است و می توانند بفهمند که مسئلهء عشق ورزیدن چقدر برای انسان جذابیت و زیبایی دارد که این همه به آن پرداخته می شود نه فقط امروز که در همهء دورانها تا آنجا که مکتوب است.
زیاد حرف زدم و سعی کردم خلاصه کنم ولی از قرار نمی شود. به هر حال می گذارم تا کمی هم دیگران بگویند.
اقاقی
 
پیمان 4/22/2007 5:07:31 AM
ای ميل: sabtaab@gmail.com
نشانی اينترنتی:
دوست عزیز
شما بر مبنای این گفته که ْ سانسور باعث جلوگیری رشد ادبیات ایران شده استّ این مقاله را نوشته اید
نمیدانم کدام یک از بزرگان نویسنده ایران چنین اعتراضی کرده اند که شما چنین مقاله مبسوطی برای آن نوشته اید.
ضمن اینکه جوابی که شما به این گفته داده اید خودش نوعی دفاع از سانسور است شما ممکن است از رابطه زن و مرد و عرق خوری خوشتان نیاید میتوانید اینجور کتابها را نخوانید کسی یقه اتان را نگرفته که این کتابها را بخرید
اما متاسفانه شما و گروهی از همفکران شما یقه نویسنده گان را گرفته اند که کلمه رقص را تبدیل به چرخ بکنند.
یکبار دیگر به کنه مقاله اتان دقت کنید
حمایت کامل از سانسور در قالب کلمات قلمبه سلمبه
 
آرام 4/22/2007 3:27:35 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.aliaram.blogfa.com
خانم عزیز، بهتره کمی صبر کنین یک کم بزرگتر بشین بعد حرفای گنده بزنین.
علی
 
امين 4/22/2007 2:03:29 AM
ای ميل: amin177@yahoo.com
نشانی اينترنتی: amin177.blogfa.com
هرچقدر فكر كردم اين يادداشت چه ويژگي جالبي داشت كه با ميل به همه خبر داده بودن چيزي به ذهنم نرسيد!
اينم نفهميدم كه بالاخره زن و عشق و شراب رو حذف كنيم يا نكنيم؟؟ اگر بكنيم چي ميشه اگر نكنيم چه ميشه؟
اينم نفهميدم كه شما نگران نماينده ي ناشري يا سانسورچي ارشاد؟؟ و به هر حال خوب نيست آدم به چيزايي كه نوشته ميشه گير بده! مشكل اون چيزايين كه نوشته نمي شن.
يه سري هم به وبلاگ من بزن!
 
حمید 4/21/2007 11:36:44 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
ممنون خانم رزلکی. شکر که یکی پیدا شد و به جماعت فهماند که بهتر است از خواب بلند بشوند.
 
- 4/21/2007 10:37:40 PM
ای ميل: -
نشانی اينترنتی: -
shoma Aya behtar nist be ja ey een efazat khoodetan KALAGH nashavid va harf ha ey KALAGHpasand nazanid? rasti shoma KALAGHHA az key sar az tookhm dar avardeh eed va een toor nazarieh sader mefarmaeed va del misoozanid baray
sansoorchi jemaeat
 
مریم جعفری آذرمانی 4/21/2007 10:32:50 PM
ای ميل: marypoetry@yahoo.com
نشانی اينترنتی: www.iampoet.blogfa.com
خانم شهلا زرلکی ، سلام و احترام. متن هوشمندانه و نکته سنجانه ای بود.
مطلبی که در مورد سانسور و خالی بودن مطرح کردید مرا یاد این بیت بیدل انداخت:
تسلیم من از آفت گردون نهراسد
بر هم نخورد حرف به پیچیدن کاغذ
در این بالماسکه ی خودستایی ادبیات امروز ایران که هر روز مانیفست و آه و ناله ای از هر سو بلند می شود و زبان فارسی ، تنها کسی است که سکوت کرده است، یک چنین انتقاداتی، هر چه بیشتر ،سکوت او را نیز خواهد شکست . به امید که این بالماسکه پایان یابد تا لباسهای خودمان را بپوشیم .
 
عماد 4/21/2007 7:46:39 PM
ای ميل: emad_text@yahoo.com
نشانی اينترنتی: emad1360.blogfa.com
سلام دوست من...با شما موافقم...اما امید آن دارم که پس روزهای بی رونق ادبیات داستانی ناگهان از پستوهای خانه ای در گوشه ای اثری در خور بیرون بیاید...یا حق
 
چه اهمیتی دارد؟ 4/21/2007 4:52:00 PM
ای ميل: از آن مهمتر نسیت؟
نشانی اينترنتی: چه کسی ندارد؟
همه این حرف ها به جای خود خوب، یک قسمتش مرا آزار داد! کدام ابلهی گفته است که اختناق محلی برای رشد خلاقیت است؟ این که در زمان های توأم با اختناق انسان هایی وجود داشته اند که پیشرفت کرده اند، دلیلی بر آن نیست که اختناق زمینه شکوفایی خلاقیت و پیشرفت باشد. از این هرزه- استدلال ها بپرهیزید که نویسنده ها و عوام ما را بیچاره و اختناق را تبدیل به عضوی از خانواده های ما کرده است!!!
 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:

 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.