
    <rss version="2.0">
      <channel>
        <title>valse adabi</title>
        <link>http://www.valselit.com/</link>
        <description>
          Syndication feed for 5 latest articles from www.valselit.com
        </description>
  
        <item>
          <title>
             وقت گل نی ِ
          </title>
          <description>
             روزی آمدی 
آمدم،  ماندی،  ماندم 
می روی روزی 
رفته ام 
مانده تا بدانیم 
این رفتن و آمدن
دلیلی نمی خواست  
شاید  فردا کهنه تر از دیروز است
کمی  از من 
 گوشه ای تو را انکار می کند 
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1183
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 12 May 2008 01:39:46 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             سه شعر کوتاه
          </title>
          <description>
             



بعد از تونل
ماه تمام مسافر را می لیسد
خواب نم برمی دارد لای پلک ها.

          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1182
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 12 May 2008 01:29:48 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             فن شعر ارسطو در جوامع اسلامی
          </title>
          <description>
             دوران شکوفایی فلسفه‌ی اسلامی را باید پس از تاسیس بغداد در سال 145 هجری دانست. هارون الرشید خلیفه‌ی عباسی در سال 170 هجری به خلافت رسید و او بود که با تشویق و حمایت مالی از مترجمان راه را برای رشد هرچه بیشتر حکمت در جوامع اسلامی به وسیله‌ی ترجمه‌ی آثار ارسطو هموار کرد. «فلسفه‌ایی را که بوسیله‌ی ارسطو در یونان بنیان گرفت و توسط پیروان و شارحان او بسط و گسترش یافت، فلسفه‌ی مشائی می‌نامند.» و همان طور که می‌دانیم در بین جوامع مختلف بیشترین شارحان ارسطو را جامعه‌ی اسلامی داشته است. 
در ابتدای کار مترجمین در دستگاه خلافت عباسی به نقل کتب مربوط به طب و نجوم می‌پرداختند، و بعد هنگامی که کار فرقه‌ی معتزله بالا گرفت و مامون عباسی که علاقه‌ی بیشتری نسبت به خلفای قبل ار خود به اشاعه‌ی حکمت داشت به این فرقه تمایل پیدا کرد آثار فلسفی، خاصه منطق ارسطو مورد توجه قرار گرفت و دانشمندان سریانی و عرب به ترجمه و شرح آن پرداختند.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1181
          </link>
          <pubDate>
             Fri, 09 May 2008 04:46:15 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             والسی که والس نبود
          </title>
          <description>
             ما والس می‌رقصیم، آن یکی جنی است در جستجوی پری، دیگری نیمه شب به خوابگردی می‌رود و آن یکی کلکی است به جستجوی دوات، یکی از رواقی می‌گذرد، دیگری ماندگار است، آن یکی اثری است، یا رواقی برای گذری، یا جغدی، گاه دیباچه‌ای یا پیاده‌رویی برای قدم زدن و.... اما همه آنها که نامشان بردم و آنها که متاسفانه در حافظه‌ کوتاه‌مدتم نبودند همه می‌کوشند، بی‌شکیبانه می‌کوشند و به فضای ادبی اینترنت غنا می‌بخشند. روزهایی بود که خیلی‌ها دوست نداشتند آثارشان در اینترنت نشر یابد. کتاب و مجله تنها راه‌های پذیرفته شده بودند اما کم‌کم همان‌ها هم پذیرفتند که این فضای مجازی که از آزادی، سهولت دسترسی و مخاطب بیشتری هم نسبت به رسانه‌های چاپی برخوردار است می‌تواند نه که جایگزین رسانه‌های چاپی بلکه فضای متفاوتی برای عرضه آثار باشد به خصوص آن دسته آثار که از کریدورهای طویل ارشاد امکان گذر ندارند. 
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1180
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 05 May 2008 14:26:38 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             تریلوژی پینوکیو
          </title>
          <description>
             مخاطب عزیز من! در غمگین‌ترین روزهای زند‌گی‌ام هستم و برخلاف نظریه‌ شخصی‌ام دارم برای تو می‌نویسم. می‌دانم كه لابد بعد از خواندن گانه یك و دو پینوكیو، بی‌صبرانه منتظر قسمت سوم آن هستی و به ‌هیچ‌وجه بیش‌تر از این نمی‌توانی صبر كنی. دندان قروچه می‌كنی و در انتظاری كه ببینی و بخوانی و متوجه بشوی كه در نسخه سوم، پینوكیو وارد چه داستان عجیب و غریب و باورنكردنی‌ای می‌شود و به كجا می‌رود و به كجا می‌رسد. به حكم  وجدانم یا شاید هم وسوسه‌ام برای بازی با تو، نمی‌توانم بیش‌تر از این منتظرت بگذارم. حتا اگر داستان بدی بنویسم، حتا اگر جملات ایراد دستوری داشته باشند.
نظریه‌ شخصی من: در روزهای غمگین نباید چیزی ساخت... الان به طور جدی، چند ثانیه فكر كردم و خیره ماندم كه برای اثبات نظریه‌ام باید چه بنویسم و به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم. 
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1179
          </link>
          <pubDate>
             Fri, 02 May 2008 15:12:52 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
      </channel>
    </rss>  
  
