
    <rss version="2.0">
      <channel>
        <title>valse adabi</title>
        <link>http://www.valselit.com/</link>
        <description>
          Syndication feed for 5 latest articles from www.valselit.com
        </description>
  
        <item>
          <title>
             زبان و مسئله‌ی دیگری...
          </title>
          <description>
             ما در ارتباط معمول‌مان با ادبیات تلاش می‌کنیم متن را به دنیای روزمره‌ی خود بکشانیم و فراموش می‌کنیم در حال خواندن ادبیات هستیم... و آن را تا حد عواطف و احساسات خود تقلیل می‌دهیم. در این لحظه بحث ما بر سر ارتباط جدی می‌شود. فراموش نباید کرد که مشخصه‌ی اصلی ادبیات بیگانگی زبان آن از کارکرد روزمره و معمول است. زبان ادبیات به سان زبان ارتباطات نیست، هر متن خاص ادبی چه داستان و چه شعر استقلال منحصر به فرد خودش را دارد، تا جایی که موریس بلانشو در فضای ادبیات این بیگانگی و جدایی را «تنهایی» اثر ادبی می‌نامد. با همین منطق، خوانش ادبی نیز تجربه‌ای مستقل است و حتی بسیار هولناک، چرا که استقلال یک اثر ادبی زایده مقاومت آن در برابر تاویل است و این جاست که بلانشو خواندن را نوعی غفلت معرفی می‌کند.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=2231
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 06 Feb 2012 02:50:35 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             "دازاین" پیش درآمدی بر جهان شاعر
          </title>
          <description>
             دازاین نحوه وجود انسان است در هستی. ما دو نوع زبان داریم در نگاه هایدگر یکی زبان معمول، علمی، مفهومی و دیگری زبان اگزیستانسیال که چیزی جدا از این زبانی است که ما می‌شناسیم؛ یعنی زبان هرمنوتیک. هنگامی که زبان مفهومی از حرکت خویش باز می‌ایستد آن گاه زبان هرمنوتیکی شروع به ظهور می کند. شعر، واجد زبانی است که ارتباط بی‌واسطه ما را با هستی اطرافمان بر قرار می‌سازد. زبان شاعرانه، زبان وجود است، زبانی که ما در آن خود را بی‌پرده در محضر حضور و وجود می‌یابیم. دازاین، جهان فهم است؛ جهان متن یک انسان است. اما برای فهمیدن دازاین‌های دیگر چه باید کرد؟ پاسخ این است که باید با دازاین‌های دیگر هم‌دازاین شد. برای فهم "دازاین" مورد نظر شاعر با وی هم افق شد.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=2230
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 06 Feb 2012 02:39:55 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             یادداشت سه‌شنبه 19 ژوئن 
          </title>
          <description>
             در این کتاب تقریبا بیش از حد ایده دارم. می‌خواهم زندگی و مرگ جنون و سلامتی ببخشم؛ می‌خواهم از سیستم اجتماعی انتقاد کنم و آن را چنان‌که هست، در حادترین شکلش نشان بدهم. اما شاید در اینجا تظاهر می‌کنم. از خانم فورستر شنیدم که از کتاب «در باغ میوه» خوشش نیامده. فورا احساس تازگی کردم، گویی آدم ناشناسی شدم کسی‌که چون نوشتن را دوست دارد، می‌نویسد. او انگیزه تحسین را نابود می‌کند و به من اجازه می‌دهد تا احساس کنم که بدون هیچ تحسینی از ادامه کارم خشنود خواهم بود.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=2229
          </link>
          <pubDate>
             Sun, 05 Feb 2012 03:28:40 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             معرفی کتاب: مجموعه شعر «تا...»
          </title>
          <description>
             «تا...» نام سومین مجموعه شعر شهرام پور رستم است. در اين كتاب 85 شعر كوتاه در قالب آزاد آمده است. چاپ اول «تا...» در سال 1390، در 96 صفحه و به قيمت سه هزار تومان از سوی انتشارات روزگار منتشر شده است. 
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=2228
          </link>
          <pubDate>
             Thu, 02 Feb 2012 15:16:24 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             مادر در آینه
          </title>
          <description>
             ...آیا نسخه دومی از شما، یک رونوشت از خود شما وجود دارد که همین الان مشغول خواندن این داستان باشد؟ آیا شخصی دیگر روی سیاره‏ای به نام زمین زندگی‏ می‏کند که زندگی‏اش از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده باشد؟ اگر جوابتان مثبت است، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این داستان را همین جا رها کند، در حالی که شما به خواندن داستان تا انتها ادامه خواهید داد...
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=2227
          </link>
          <pubDate>
             Wed, 01 Feb 2012 00:44:43 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
      </channel>
    </rss>  
  

