
    <rss version="2.0">
      <channel>
        <title>valse adabi</title>
        <link>http://www.valselit.com/</link>
        <description>
          Syndication feed for 5 latest articles from www.valselit.com
        </description>
  
        <item>
          <title>
             نگاهی به مجموعه داستان پرتره مرد ناتمام
          </title>
          <description>
             داستان دوم "فردا بر می‌گردم" شرحی مبسوط درباره زن حامله‌ای است که در داستان "یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل" به آن اشاره می‌شود. نامه‌های مادری منتظر برای فرزندی که خواهد آمد. نامه با عبارت "سلام الاغ عزیز" که منظور، بچه توی شکم است، شروع می‌شود و حتما به خاطر لگد‌پراکنی، عنوان الاغ عزیز را یدک می‌کشد. مادر زنی است از طبقه متوسط. شوهرش آقا سهیل تعمیر کار است که دستانش مدام بوی تینر می‌دهد اما خونگرم است و همسر دوست، که قصد مهاجرت به کشور کانادا را دارند. زن در رفت و آمد بین خانه خود و خانه پروفسور است و در قیاس زندگی خویش، با زندگی ساکت و بی‌فرزند همسایه است. او از یک طرف، آینده فرزند دلبندش را در قامت پروفسور می‌بیند، اما از طرفی از روحیات سرد و خاموشانه و متفکرانه او دلزده می‌شود.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1535
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 08 Feb 2010 14:47:03 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             نگاهی به کتاب رنگ‌ها و سایه‌ها
          </title>
          <description>
             "رنگ‌ها و سایه‌ها" با جلدی شب و یک ماهتاب‌گردان بیش از هر چیز دغدغه‌های زبان‌شناسانه و نشانه‌شناسانه دارد. تا جایی که این دغدغه‌ها از کارکرد و کاربرد فراتر می‌رود و علاوه بر لایه‌های درونی شعر٬ لایه‌های بیرونی و روابطی را که سازنده شکل شعر هستند را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد‌. برخی شعر‌ها هم که اصلا درباره شعر هستند. آنچه شاعر در این ماجرا خود را رودررو با آن می‌بیند وجودی به نام شعر و شعر به عنوان یک جوهر است که اصلیت دارد. «در بودن»‌ها و دازاین را بر می‌تابد و شاعر در جای جای کتاب به دنبال اثبات یا شاید رد این وجود است. 
دنبال خودش می‌گردد/ این که می بینید اگر / مثل اسید می‌پاشم این شعر را به صورتتان 
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1534
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 08 Feb 2010 14:43:46 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             در راه انتشار: آن‌جا كه برف‌ها آب نمی‌‌شوند
          </title>
          <description>
             «آن‌جا كه برف‌ها آب نمی‌شوند» نخستین رمان از سه‌گانه كامران محمدی است كه با نام «سه‌گانه فراموشی» به مرور منتشر می‌شوند. این رمان، روایت سه روز از زندگی آدم‌هایی است كه تنهایی، عشق، فراموشی و مرگ، وجه مشترك زندگی آنهاست. محمدی با رویكردی روان‌شناختی و تحلیل‌گرانه، بیش از هر چیز تلاش می‌كند تا شناخت روشنی از موقعیت روانی شخصیت‌های قصه‌اش به دست دهد. قصه جذاب، تحلیل‌های روان‌كاوانه از موقعیت شخصیت‌ها، همراه با زبان روان و ساختار مدرن، این رمان را به اثری خوش‌خوان و در عین حال، عمیق تبدیل كرده است. این رمان در چهارمین دوره جایزه ادبی والس که اختصاص به رمان‌های منتشرنشده داشت شرکت کرده بود و توانسته بود در این جایزه ادبی در بین سه اثر برتر و برگزیده جایزه قرار بگیرد.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1533
          </link>
          <pubDate>
             Fri, 05 Feb 2010 12:51:07 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             چرخ‌دنده‌ها در بوته نقد
          </title>
          <description>
             سومین نشست از سلسله نشست‌های نقد والس در سال 1388 در عصر یکشنبه 11بهمن ماه برگزار شد. در این نشست، کتاب "چرخ‌دنده‌ها"ی امیر احمدی آریان مورد نقد و بررسی قرار گرفت. منتقدان حاضر در این نشست عبارت بودند از؛ جواد عاطفه، علیرضا سیف‌الدینی، فرشته نوبخت، فرشته احمدی، سعید طباطبایی، امیرحسین یزدان‌بد، شهلا زرلکی، مجید تیموری و محمد میلانی:
«در این اثر ما با این گزاره، یعنی ارتباط حوادث جهان با یکدیگر، به صورت نظری مواجهیم. یعنی بنای این اثر بر همین گزاره استوار است و می‌خواسته با توجه به ساختار چرخ‌دنده‌ها که یکی یکی حرکت می کنند و بعد حرکتی را در جایی دیگر باعث می‌شوند، چیزی بگوید. در واقع چرخ‌دنده‌ها بیشتر از اینکه مفهوم خشونت داشته باشد، مفهومی ریاضی و مهندسی دارد.»

          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1532
          </link>
          <pubDate>
             Fri, 05 Feb 2010 11:28:00 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             تمساح بودایی نیوزلندی من
          </title>
          <description>
             شوهر من یک تمساح است. الان مدت‏هاست از او برای تزئین خانه استفاده می‏کنم. یعنی از وقتی چند تا میهمانی رفته‏ام و دیده‏ام که آدم‏ها‏، اتو‏ها‏ی زغالی را توی بوفه ظرف‏هایشان می‏گذارند، یا چراغ نفتی‏ها‏ی پنجاه سال پیش را توی اتاق پذیرایی کنار تلویزیون‏ها‏ی چهل اینچ آویزان می‏کنند یا صندوقچه‏ها‏ی مادربزرگشان را آورده‏اند وسط اتاق، رویش پوست پلنگ انداخته‎اند و یک دیزی سنگی هم رویش گذاشته‌اند، فکر کرده‏ام یک تمساح هم می‏تواند تزئین قشنگی باشد برای خانه.
تمساحم را گذاشته‏ام کنار یک چراغ پایه بلند بلژیکی، روی یک کاناپه سبز دراز که مخصوص خودش داده‏ام درست کنند. گاهی هم می‏گذارمش روی میز ناهارخوری.
          </description>
          <link>
             http://www.valselit.com/article.aspx?id=1531
          </link>
          <pubDate>
             Tue, 02 Feb 2010 11:33:47 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
      </channel>
    </rss>  
  
