والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس







تعداد عناوين: 20    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

در جستجوی زمان از دست رفته
زمان شتابناک می‌گذرد و هیچ وقفه‌ای را برای تامل نمی‌پذیرد. راهی نیست جز دویدن و نفس کشیدن و ... و همزمان تامل کردن. بی‌شک تامل برای آدمی حتا از نان شب هم واجب‌تر است، زیرا به این واسطه او حس می‌کند که موجودی به نام انسان است. همان موجود میرنده کوچک اندام، همان رونده دوپا که تاریخ او را از جهان منفک می‌کند. انسان خواستار انفکاک است و این همه جز در تفکر و ماحصلش از جمله ادبیات نهفته نیست. او می‌جوید خود را در اندیشه‌اش و در آن چه می‌نویسد. نوشتن اسارت و آزادی توامان است. می‌شناسد و شناسانده می‌شود اما سخن همچنان در گرو واژه و حرف گرفتار است. پس دوباره می‌نویسد و خود را فرا می‌خواند. پس نوشتن به حرفه و فن او بدل می‌شود، به آمالش و به مفر و نجات‌گاهش.
مطلب کامل

جامعه‌ای که تو را نمی‌شناسد
ساسان رضایی‌راد
غم داشتن و نداشتن؛ مگر نه این که نویسنده ایرانی به‌سان هر همتای دیگر خود در دنیا، حق مسلمی دارد به سادگی بیان کردنش: زیستن با رفاهیتی نسبی؟ مگر چه قدر دور افتاده‌ایم از روزهایی که همه مدام یادآور بودیم که برخورداری نویسنده با دغدغه و قائل به توسعه فرهنگ و زبان فرهنگی، از حقوق صنفی اوست؟ روزهایی که قابل دفاع بودن این واقعیت مصرح، محرک و عامل پی‌گیری گفتمان کلی و مشترکمان بود. ما در بدبینانه‌ترین حالت ممکن، باور داشتیم که نویسنده دست کم یک شهروند است؛ مثل هر شهروند دیگر. اما چه کرده‌ایم با این همه ایده قابل پیگیری؟ چه جواب می‌دهیم به ضمیر معترضی که در ما بیدار است و پیوسته می‌خواهد بداند که نویسنده ایرانی بعد از این همه سال صبوری، آیا توانسته است از مبداء اصلاح گرانه و در عین حال واقع بینانه‌اش گامی به فراسو بردارد و به حداقل حقوق خود برسد؟
مطلب کامل

جستاری در زودمرگی اهالی اندیشه و فرهنگ در ایران
بهنام اوحدی
هنوز ما ایرانیان درگیر افسانه‌های هوشمندی نژاد مختلط خود هستیم و پشتکار مردمان مشرق زمین (چین، ژاپن، کره، مالزی و...) و مغرب زمین (اروپای غربی) را الگو و سرمشقی نیک و خوش فرجام برای خود نساخته‌ایم. به راستی هوش بالا بدون پشتکاری پابرجا و استمراری استوار به کدامین فرجام گوارا و خوشایند می‌انجامد؟!
به دلیل ساختار سنت گرا و نوگریز اجتماع ما، نویسندگان و اهل فرهنگ- که بیشترشان دغدغه و انگیزه «نوسازی و نوزایی (Renaissance)» داشته و دارند- بارها و بارها در طی گذر عمر شاهد بازگشت (ارتجاع) توده مردمان به نادانی‌ها و خرافه‌های دور از دانش و اندیشه بوده‌اند. این واقعیت ذهن جست‌و‌جوگر و نواندیش نخبگان اجتماع را دچار ناکامی، سرخوردگی، اندوه، خشم، خستگی، دل‌زدگی و درماندگی می‌ساخته است.
مطلب کامل

مرگ نویسنده در ساعت مرگ اثر
اسماعیل یوردشاهیان اورمیا
ای کاش شاعران و نویسندگان سرزمین ما را توان آن بود و باشد که گذر و عبور خود را در تاریخ تماشا می‌کردند و به همه می‌گفتند شما ما را باید در سمت آینده دیده باشید!
و اما نویسنده ایرانی و یا هر نویسنده‌ای در هر جای جهان که می‌نویسد انتظار توجه و خوانش و نقد اثر خود را دارد اما وقتی در جامعه در خود فرورفته ما اثرش در تیراژ محدود انتشار می‌یابد و چندان توجهی به آن نمی‌شود تو گویی که اتفاقی روی نداده، چند ماه کتاب در ویترین کتابفروشی‌ها و قفسه کتابخانه‌ها هست و بعد دیگر هیچ. سوال می‌شود که چه شد؟ هیچ. چند نقد نوشته شد؟ هیچ. چقدر در آمد داشته‌ای؟ هیچ. حاصل این همه تلاش چه بوده؟ هیچ. و این هیچ، هیچكها، آفت جان و روح نویسنده می‌شود که زود مرگ شود. و او درست در ساعت مرگ اثر می‌میرد.
مطلب کامل

چرا نویسنده به دنیا می‌آیند؟
لیلا صادقی
شگفت‌انگیز تر اینكه، همه این ناملایمات به یك طرف، مسئله خود سانسوری، دیگر سانسوری و عدم مجوز گرفتن در طرف دیگر این تراژدی غم‌انگیز است كه تنها قربانی آن، روزهای از دست رفته هنرمندی است كه بی‌هیچ انتظاری، دنیای كلماتش را به روی كاغذ آورده است، و صرفاً با یك سهل انگاری كوچك، با یك سلیقه ناسازگار و یا عدم تعهد و بی‌دانشی، ماه‌ها و سال‌ها بلاتكلیفی یك صاحب اثر را موجب می‌شود. شاید به جای مطرح كردن این سؤال كه چرا نویسندگان ما دچار زودمرگی می‌شوند، بتوانیم سؤال دیگری مطرح كنیم و آن اینكه چطور می‌شود كه در چنین جامعه‌ای برخی نویسنده به دنیا می‌آیند. پاسخ به این پرسش خودش می‌تواند به پرسش قبلی هم كمك كند. اگر شرایط جامعه برای بقای یك نویسنده مساعد نیست، چرا این همه شاعر و نویسنده متولد می‌شوند و بعد از مدتی از بین می‌روند؟
مطلب کامل

وضعیت نویسنده‌ ایرانی
فرهاد سلمانیان
زبان فارسی زبانی است که تجربه رمان و داستان مدرن و سنت انواع ادبی‌ای از این دست در آن چندان طولانی نیست، هر چند که از نظر غنای زبان نظم و شعر کم نظیر باشد. ادیبان فارسی تا برآمدن نیما یوشیج، اغلب به دنبال زیباگویی و آرایه‌های ادبی بوده‌اند و نه در پی گسترش شیوه‌ها و قالب‌های نوشتاری و تمرکز بر نثر فارسی! نویسنده برای کار خود نیاز به پشتوانه‌های زبانی و فرم‌های تجربه شده‌روایی برای داستان نویسی دارد و تجربه‌رمان و داستان نویسی مدرن- گذشته از ترجمه‌آثار ادبی که بازتولید، بازسازی و شبیه سازی این انواع ادبی و درونمایه‌هایی از این دست در زبان فارسی است- سنت دیرپایی ندارد. آن دسته از نویسندگان امروزی که با زبان‌های خارجی آشنا نیستند، در زبان فارسی پشتوانه‌های ادبی محدودتری نسبت به نویسنده ‌غربی در دست دارند. از طرفی نخستین رمان‌ها در زبان فارسی پیشینه‌ای نزدیک به دو قرن نیز ندارند.
مطلب کامل

زودمرگی ناشی از هر روز مرگی
محمد میلانی
اگر از مکانیزم نحوه خلق اثر در چنین شرایطی بگذریم، نوبت به عرضه یک اثر می‌رسد. این اثر فرق نمی‌کند که یک اثر هنری یا یک کتاب باشد. آیا جامعه ما خریدار هنر یا فرهنگ است. چه درصدی از کل درآمد سبد خانوار‌های ما صرف خرید کتاب یا آثار هنری می‌شود. خانواده‌های ما آموخته‌اند که برای لاغر کردن و یا به تناسب در آوردن شکم و سایر مواضع بدن خرج دکتر‌هایی کنند که معتقدند در مدت یک ماه سی‌کیلو شما را لاغر می‌کنند. یا این که انواع و اقسام کرم‌هایی را مصرف کنند که از انواع و اقسام جک و جانور‌های زیرزمینی حاصل می‌شوند، و برای خرید این محصولات از نان شب و پنیر صبح بزنند. اما بلد نیستند که برای نحوه درست فکر کردن و یا برای رشد فهم و شعور خود و افزایش خلاقیت خود هزینه صرف کنند. اصلا برای چنین مقوله‌ای در سبد خانوار ما جایی دیده نشده است.
مطلب کامل

از روزمر‌گی تا زودمرگی
صدرالدین انصاری‌زاده
اصلا این كه چنین پرسش‌هایی زمینه می‌یابند و كارشان از این همه فراتر رفته، ضرورت می‌یابند. بیشتر خطرناك است تا این كه موضوع جالبی باشد برای اندیشه و نوشتار. مثل این می‌ماند كه شما بخواهید فكر كنید چرا سرطان گرفته‌اید؟ شاید برخی خوش‌بینان خوش غرض بگویند: «هان جان كلام همین جا است. باید به فكر درمان باشیم.» اما دیگر به این فكر نمی‌كنند كه پیكره‌ ادبیات كه خیلی وقت‌ها باید تمام جامعه را در بربگیرد دیگر چگونه می‌تواند از آن، بیمارستان و دكتر و شیمی درمانی بخواهد. آنها كه قرار است پیكره‌ سرطانی ادبیات را درمان كنند كیستند؟ این‌ها یا در درون این پیكره‌اند- كه به ناچار خود نیز حال و هوای درست و حسابی ندارند- یا بیرون از پیكره‌اند كه هم فال است و هم تماشا.
بگذارید زیاده گویی نكنم و بنشینم و بیندیشم كه چرا سرطان گرفته‌ایم و خدا كند كه این سرطان- حداقل در مورد نگارنده- سرطان مغزی نباشد. اما مگر سرطان فرهنگی، سرطان مغزی نیست؟
مطلب کامل

زودمرگی نویسنده‌ ایرانی! واقعا؟
فرشته توانگر
نویسندگان ایرانی هم دوره‌ بلوغی دارند و دوره‌ انتخابی و ادامه‌ راهی. آنها هم مثل نویسندگان سایر جاها، حرفه‌ای می‌شوند یعنی در هر زمان و تحت هر شرایطی که بخواهند می‌توانند بنویسند. این نوشتن شامل داستان، مقاله و هر چیز دیگری است که در حوزه‌ کاری آنها می‌گنجد. آنان اگر از همان نوعی باشند که در بالا گفتم و اگر دقیقا این مراحل را طی کرده باشند به جرأت می‌توانم بگویم که به مرحله‌ حرفه‌ای بودن هم می‌رسند. اما چگونه است که گمان آن می‌رود نویسنده‌ ایرانی، لابد به دلیل مشکلات عدیده‌ جامعه‌اش مجبور است، زود میدان را خالی کند؟ راستش من از اساس این تفکر را قبول ندارم و فکر می‌کنم نویسنده اگر نویسنده باشد به هیچ وجه قلم را زمین نخواهد گذاشت. نویسنده‌هایی را می‌شناسم که از 35 سالگی نوشتن را شروع کرده‌اند و حالا، در سن پنجاه سالگی به علت عدم استقبال خوانندگان از کتاب به طور کلی و نوشته‌های آنها به طور خاص، قلم را رها کرده‌اند.
مطلب کامل

عمر خلاقیت را چه کسی برآورد می‌کند؟
بهنام ناصری
هر چند ناگواری وضعیت پدیدآورندگان جدی و مستقل ادبیات بر کسی پوشیده نیست؛ اما این به معنای تباهی کامل نوشتن خلاقه، آن چنان که در سوالات والس مطرح شده نیست! از یاد نبریم نویسندگان بزرگی را که در شرایطی مشابه امروز ایران، مهم‌ترین و شاق‌ترین آثار خود را نگاشته‌اند. مگر هدایت در آرمان شهر می‌زیسته و می‌نوشته و موانع پیش‌ روی نوشتن خلاقه در زمان پدید‌آمدن آثار او کم بودند؟ بوف‌کور به لحاظ وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه، در کدام دوره نوشته شد؟ چوبک و گلستان و ساعدی در چه دوره‌ای می‌نوشتند؟ یا رادی و براهنی و گلشیری؟ یا شاملو و رحمانی و فروغ؟ یا کاتب و کشکولی و دیگران و دیگرانی که هم امروز دستی بر آتش دارند؟ یا حتا جوان‌ترها و هم‌نسلان خودم؟ شکی نیست که همه‌ این نام‌ها، ضمن این که دست و بعضا حتا تحقیر مردم را به گریبان داشتند، می‌نوشتند و می‌نویسند.
مطلب کامل

داستان‌نویس ایرانی در برابر هفت‌خوان
مهدی عاطف‌‌راد
فرایند تولید آثار ادبی در جریان طبیعی و سالم خود، مثل هر فرایند تولیدی دیگری، یک چرخه‌ی تولیدی-توزیعی پویاست. در این چرخه نویسنده، در مقام تولید کننده، نتیجه‌ی فعالیت خلاق ذهنی‌اش را به صورت فراورده‌ی ادبی تولید می‌کند. سپس آن را بر اساس قراردادی، برای نشر، در اختیار ناشر که واسطه‌ی مالی تولید است قرار می‌دهد. ناشر آن را به صورت کتاب منتشر می‌کند و به مرکز پخش که توزیع کننده‌ است می‌سپارد. مرکز پخش کتاب را بین کتاب‌فروش‌ها که عرضه‌کننده‌ی آن‌اند پخش می‌کند. کتاب‌فروش‌ها آن را می‌فروشند و درصدی را به عنوان حق عرضه برمی‌دارند. درصدی هم به پخش کننده می‌رسد. بقیه سهم ناشر می‌شود تا سود سرمایه‌ی مالی‌‌اش را بردارد و سهم نویسنده را بدهد. به این ترتیب چرخه‌ی تولید فراورده‌های ادبی کامل شود.
مطلب کامل

روزمرگی یا زود‌مرگی نویسنده ایرانی؟
صالح محمدی
بی‌شک اولین نشانه‌های شروع دلسردی از درون خود نویسندگان پدیدار ‌می‌شود و بیشتر این سرخوردگی‌های شخصی نویسنده از خانواده و محیط کوچک زندگی شخصی‌اش گرفته تا محیط‌های وسیع‌تر را در بر ‌می‌گیرند. نویسندگی در ایران با ارزش تلقی نمی‌شود. به همین دلیل هم نویسندگان و دیگر کسانی که جزو طبقه روشنفکر جامعه محسوب ‌می‌شوند، شکل‌دهنده و راهنمایی کننده جامعه خود نیستند بلکه در بسیاری از مواقع خودشان هم از جامعه تبعیت ‌می‌کنند‌. این امر برای نویسنده مشکلات بی شماری را پدید ‌می‌آورد که ابتدایی‌ترین مشکل آن تعارض نویسنده با خود شخصی‌اش است که دائم به او گوشزد ‌می‌کند کارت در این جامعه ارزشی ندارد و سپس تناقض‌های دیگری رخ ‌می‌دهد که برای نویسنده شاید به قیمت رانده شدن از جامعه و یا در نقطه مقابلش موجب دوری جستن از نوشتن و تظاهر به همرنگی با جماعت باشد، تمام گردد‌.
مطلب کامل

سستی اراده
آزاده دواچی
ایرانیان همواره چه در دوران‌های قبل و چه در عصر معاصر به خاطر خلق آثار ادبیشان مورد تمجید و تشویق قرار گرفته‌اند. نویسندگان و شاعران ایرانی که آثارشان در سراسر دنیا ترجمه شده است هم کم نیستند. هر چند که روند رو به رشد مدرنیته و جهانی شدن جامعه ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار داد اما نویسندگان و شاعران ایرانی فرای این تغییرات قلم خود را به زمین نگذاشتند و نوشتند و نوشتند. به نظر می‌رسد که نویسندگان ایرانی در طول دوران‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متأثر از اجتماع اطرافشان و تحت این جریان‌ها قلم به دست گرفتند و به خلق آثارشان در حوزه‌های مختلف ادبی پرداختند.
نویسنده ایرانی همواره کوشیده است تا بر هنر ذاتی خود پافشاری کند و به همگان اثبات کرده است که او قدرت این را دارد که جدا از همه حرف‌ها و عقب ماندگی‌ها رشد و بالندگی را در اثرش به نمایش بگذارد.
مطلب کامل

كلمات زیستنی‌اند
آرش نصرت‌اللهی
بررسی زودمرگی نویسنده را از شناسایی مؤلفه‌های زیست او آغاز ‌می‌كنم. به یاد بیاوریم كه نویسنده هم یك انسان است و نوشته، آفریده‌ای است كه در بازخورد ذهن نویسنده با ابژه‌ها و سوژه‌ها، شكل ‌می‌گیرد. امروزه نوشته، موجود پیچیده‌ای شده است و این پیچیدگی، به دلیل ایجاد تحول در خاستگاه‌های آن است. در واقع نویسنده با جامعه‌ای از كلمات، روبه رو است كه سرچشمه‌اش را از زیستن در جامعه به مفهوم عام خود ‌می‌گیرد، ذهنی یا عینی.
كیفیت زیست نویسنده ایرانی، چه گونه است؟ برای پاسخ به این پرسش، ‌می‌خواهم عوامل زیست را به دو گونه شخصی و محیطی تقسیم كنم اما هجوم شدید عوامل محیطی، به مواضع شخصی انسان و همین طور نویسنده در ایران، شخصیت مستقل او را به خرابه‌ای تبدیل كرده است.
مطلب کامل

نبود رویكردی انتقادی
مرتضا پورحاجی
نبودن رویكردی انتقادی در میان این عاملین فارسی، یا- فرقی هم نمی كند- وجود تصوری رقیق و نامناسب از نقد هم تاثیر بالنسبه زیادی دارد در فقدان تداوم كار نویسنده و مسیر یابی و خوش راهی او. یكبار البته تلاش كردم تا در مقاله مستقلی فقدان طبقه را به شكلی كلی‌تر و شامل‌تر علت كنم و هنوز هم البته معتقدم به این علت كم سویی و بر هم نمیگردم به این زودی‌ها از این نظر. كه در آنجا از فقدان نگاهی توپولوژیك در میان نویسنده و شاعر و جامعه ادبی به عنوان آفتی در وضع موجود نوشتم. در سویی دیگر سنت شفاهی ما هم بی‌تاثیر نیست در این كم كاری و برخی كه استاد می‌شوند بی‌نیاز از خواندن و نوشتن می‌شوند و چند تایی هم نوچه برای ارضای حس استادی دست و پا می‏كنند و همین سنت شفاهی بازی ما البته در این طرف در نوچه‌ها آنها را راسخ تر می‌كند.
مطلب کامل

انسان بزرگ
سولماز یگانه‌مهر
شكی نیست نوشتن عملی است فردی. كسی، كسی را مجبور به نوشتن نمی‌كند. هر آنكس كه به اختیار قلم به دست می‌گیرد و شروع می‌كند به نوشتن یا از عشق به نوشتن دل به این كار داده یا از نیاز و ضرورت درونی به نوشتن. عشقی كه اگر حقیقی نباشد طعمه معشوق دیگری می‌شود یا به فراموشی سپرده می‌شود. نیازی كه اگر برطرف شد پیگیری‌اش چه سودی دارد. ضرورتی كه گاهی هم خیلی ضروری نیست. بعضی‌ها معتاد می‌شوند به نوشتن و پس از مدتی چون اعتیادی خانمان سوز تركش می‌كنند و بعضی‌ها دیگر...
اما باید با احتیاط نوشت كه "در ایران دست از نوشتن كشیدن هم عملی است فردی و كسی، كسی را مجبور به ننوشتن نمی‌كند". چرا كه این یك، دیگر دستخوش اثرات متقابل عوامل زیادی است.
مطلب کامل

خودروی نویسندگی
مهرداد صفایی
خودروی نویسندگی!؟ این دیگر چه مقاله ایست!؟ نكند این مقاله اشتباهی فرستاده شده؟ شاید غلط تایپیه!؟
اگر شما هم، چنین پرسش‌هایی در ذهنتان نقش بسته كافی است ك‌می‌حوصله كنید. حوصله ندارید؟ پس لازم شد من یك مقدار توضیحات، پیش از وقوع! نوشتار، در اینجا بدهم. از اینكه دیباچه یا مقدمه من برای یك مقاله ادبی چنین آغازی دارد خیلی تعجب نكنید من همیشه مقدماتم اینچنین است ولی مطمئن باشید نوشتار اصلی بسیار مودبانه و جدی است، پوزش مرا بپذیرید.
وقتی سطر اول فراخوان را خواندم "نویسنده می‌میرد. نویسنده بزرگ می‌میرد. نوشتن هم با او می‌میرد. دیگران هم می‌میرند،..." دچار رعشه شدم و شب اول قبر یادم آمد، ترس برم داشت.
مطلب کامل

جوان‌مرگی نویسندگان ایرانی
نرجس هاشمی
در ابتدا باید "زودمرگی" یا "جوان‌مرگی" نویسندگان ایرانی را در بعدی کلان نگریست. فرهنگ ایرانی، داستان‌نویسی و علم ایران معاصر بیمار است یا به نوعی با عدم خلاقیت و نوآوری در مقابل دنیای غرب روبه‌رو است. جواد طباطبایی در کتاب‌های متعددش به انحطاط و اندیشه سیاسی ایرانیان می‌پردازد. صاحب‌نظران متعددی درباره عدم تولید علم و ناباروری دانشگاه‌های ایران سخن می‌گویند و نویسنده و داستانش را نیز از این معضل‌ها رهایی نیست. نویسنده زاده چنین جامعه‌ای است و در متن چنین جامعه‌ای رشد می‌کند و به زندگی ادامه می‌دهد و او را گریزی از جامعه نیست؛ هر چند که نویسنده از منزوی‌ترین افراد جامعه است. در جامعه‌ بی‌ثبات نویسنده نیز در بی‌ثباتی جامعه شریک است.
مطلب کامل

نگاهی به فراخوان زودمرگی
علی صیامی
در یک کلام والس برای من خارج‌نشین آینه جامعه ادبی جوان و نسل کنونی ایران است. در جمع جبری همه آن مشخصات و مختصاتی که در بالاتر برشمردم نیروی محرکه‌ای ‌‌می‌بینم که مثبت است و پیکانش رو به جلو و آینده نشانه رفته است. یعنی والس را به مانند جوانی پرشور و شر ‌‌می‌بینم که برای خود نقشی را در آینده پیش‌بینی ‌‌می‌کند و حدس ‌‌می‌زنم که دارد. پس والس پرواز است و پرنده نیست.
چند روزی ‌‌می‌شود که فراخوان ویژه‌نامه "زودمرگی و نویسنده ایرانی" را دیده‌ام. و این فراخوان در همین چند روز مثل مگسی سمج در مغزم ‌‌می‌چرخد و تاکنون نتوانسته‌ام از دستش خلاص شوم.
مطلب کامل

فراخوان ویژه‌نامه "زودمرگی و نویسنده ایرانی"
چرا نویسنده ایرانی کم می‌نویسد؟
چرا خلاقیتش زود می‌خشکد و به سرعت دچار تکرار بی‌حاصل می‌شود؟
چرا اوج و اقبال یک نویسنده بیش از چند سالی نمی‌پاید؟
چرا نویسندگان بزرگ، شاخص و مطرح ادبیات ما، آثار قابل توجهشان اندک است و به چند اثر محدود می‌شود؟
چرا گاهی نویسنده ایرانی بعد از یک دوره کار مداوم، نوشتن را به کنار می‌گذارد؟
چرا نویسندگان مطرح ما وقتی جلای وطن می‌کنند اغلب دچار افت یا کم کاری می‌شوند؟
و راز زودمرگی نویسنده ایرانی چیست؟
مطلب کامل

 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.